رهپویان هدایت

این وبلاگ با هدف روشنگری پیرامون مسیحیت صهیونیستی و تبشیری راه اندازی شده است

رهپویان هدایت

این وبلاگ با هدف روشنگری پیرامون مسیحیت صهیونیستی و تبشیری راه اندازی شده است

رهپویان هدایت
انتقادات و نظرات خود را با ما در میان بگذارید.
جهت ارسال سئوالات خود از قسمت "تماس با من" اقدام نمایید.
پاسخگوی سئوالات شما هستیم .
با تشکر.

بایگانی
نویسندگان

Enter your email address:

Delivered by FeedBurner

پوستر
يكشنبه آذر ۵ ۱۳۹۶، ۰۹:۰۰ ق.ظ

سیر تاریخی تثلیث در مسیحیت/بخش دوم

در قسمت قبل به تشکیل شورای نیقیه برای حل چالش تثلیث و تلاش کنستانتین جهت رفع منازعات تثلیث اشاره شد. در ادامه سیر تاریخی تثلیث مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

به گزارش انجمن رهپویان هدایت: این عقیده در اعتقادنامه نیقیه  که حاصل این شورا بود  مورد تصریح قرار گرفت. کنستانتین که خود هدایت مستقیم جلسات را به عهده داشت و هزینه های آن را پرداخت می کرد، توانست با نفوذ خود اعتقاد عیسی خدایی را تثبیت کند.

به گفته جوان اُ.گریدی:

این نخستین بار بود که کلیسا خود را تحت سلطه و ریاست رهبر سیاسی حکومت می دید. مسئلة رابطة کلیسا و حکومت که مسئله ای مزمن و ریشه دار است، به طور مشخص از همین جا شروع شد. البته تاکنون تنها الوهیت عیسی مسیح تثبیت شد و بعدها در سال ۳۸۱ در شورای بعدی روح القدس نیز به جمع خدایان مسیحی اضافه گردید. پس از شورای نیقیه، کنستانتین حکمی حکومتی صادر کرد و طی آن مسیحیان مخالف با اعتقاد نامة نیقیه را از اجتماع کردن منع نمود و عبادتگاه های آنان را توقیف کرد. جنبش مسیحی که در ابتدا خود قربانی اتهام کفر و بدعت بود اکنون مخالفان الوهیت عیسی را جست وجو می کرد و شمشیر قیصر را به کار می گرفت تا خواسته های خود را بر آنان تحمیل کند.

چندی پس از عصر کنستانتین دوران هزار ساله تاریک قرون وسطا شروع شد. در این دوران کمتر کسی می توانست به خود جرئت بدهد در مورد تثلیث اظهار نظر کند. در این عصر کلیسا توانست آموزه تثلیث را نهادینه کند. در دورة اصلاحات بررسی و بازنگری عقاید مسیحی آغاز شد. انتظار می رفت مسئلة تثلیث نیز مورد بازنگری کلی قرار بگیرد، اما اصلاحگران مسیحی ورود به موضوع تثلیث را ممنوع اعلام کردند و حتی با متفکرانی که تثلیث را قبول نداشتند به شدیدترین شکل مبارزه کردند. برای مثال در قرن شانزدهم میکاییل سروتوس، دانشمند بلژیکی، پس از مطالعة دقیق عهد جدید متوجه شد مسئلة تثلیث که برحسب اعتقاد نامة نیقیه برای عموم مسیحیان امری مسجل بود، در آن کتاب وجود ندارد؛ در نتیجه، معتقد شد که این عقیده، کفر محض و باطل است. او در سال ۱۵۳۱ م رساله‌ای به نام در باب خطاهای تثلیث منتشر کرد. وی می‌گفت مبدأ تثلیث  ایمان به اب و ابن و روح القدس  از  بدعت های کلیسای کاتولیک است...  و عقلاً محال است که از اجزای ثلاثه سه شخصیت خدای واحد ترکیب شود

پیروان کالون، از مصلحان بزرگ پروتستان، او را در سال ۱۵۵۳ م زنده زنده در آتش سوزاندند. هرچند او از میان رفت و نابود شد، ولی جماعات مسیحی مخالف تثلیث همچنان به حیات خویش ادامه دادند. در دوران روشنگری، متفکرین نواندیش با نگرش انتقادی به تثلیث پرداختند و آن را با دقت مورد بررسی قرار دادند. در این دوران ردیه های زیادی به تثلیث نوشته شد. در این دوران تثلیث با نگرش های نو مورد بازبینی قرار گرفت و متفکرانی چون اندروس نورتون، و ایزا ؛ نیوتن تثلیث را انکار کردند.

در دوره جدید، متفکران بسیاری به این نتیجه رسیدند که تثلیث میراثی است که از طریق ادیان باستان و یا اندیشه های یونان باستان وارد مسیحیت شده است؛ برای مثال در دیباچة کتاب تاریخ مسیحیت اثر ادوارد گیبون می خوانیم: اگر بت پرستی مغلوب مسیحیت شد، مسیحیت نیز به همان میزان به بت پرستی آلوده گشت. کلیسای روم خداگرایی محض مسیحیان اولیه را... به عقیده خشک و غیرقابل در ؛ تثلیث مبدل کرد. بسیاری از عقاید بت پرستانه که به وسیله مصریان ابداع و به دست افلاطون تکمیل شده بود، دارای ارزش اعتقادی به حساب آمده، حفظ شدند. آدلف هارنا ؛ در کتاب خود، با عنوان خلاصه تاریخ اصول عقاید، می گوید: اعتقاد کلیسا عمیقاً درهلنیسم [افکار بت پرستانه یونانی] ریشه دارد. در نتیجه برای اکثریت عظیم مسیحیان حالتی نامفهوم یافته است.

مسیحیت صهیونیستی

در ابتدای قرن نوزدهم میلادی کم کم گروه های ضدتثلیث در مسیحیت سازمان یافتند. از این گروه ها می توان به شاهدان یهوه و کلیسای عیسی مسیح روز آخر  اشاره کرد. اعتراضات توحید گر اها منجر به رد نظریة تثلیث در میان روشنفکران و بسیاری از فرقه های نوظهور مسیحی شد.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی