رهپویان هدایت

این وبلاگ با هدف روشنگری پیرامون مسیحیت صهیونیستی و تبشیری راه اندازی شده است

رهپویان هدایت

این وبلاگ با هدف روشنگری پیرامون مسیحیت صهیونیستی و تبشیری راه اندازی شده است

رهپویان هدایت
انتقادات و نظرات خود را با ما در میان بگذارید.
جهت ارسال سئوالات خود از قسمت "تماس با من" اقدام نمایید.
پاسخگوی سئوالات شما هستیم .
با تشکر.

بایگانی
نویسندگان

Enter your email address:

Delivered by FeedBurner

پوستر


انجمن رهپویان هدایت:

همزمان با اخراج انگلیسی ها از ایران و تعهد حمایت سیاسی روس ها از میسیونرهای امریکایی، کنت دوسرسی سفیر فوق العاده فرانسه، اسکافی و اوژن بوره فرستادگان لازاریست های استانبول به تبریز آمدند و در اوایل سال 1840، برای تبلیغ و تعلیم پیروان کاتولیک ، مدرسه دایر کردند. از این تاریخ تا سال 1848، مبارزه شدید کاتولیک ها و میسیونرهای امریکایی آغاز شد و مشاجره سیاسی بین سفارتخانه‌های فرانسه و روسیه اوج گرفت و کار به تهدید و درگیری بین پرنس دالگورگی و حاجی میرزاآقاسی کشید. به نوشته ا. س. دوشاله کنسول فرانسه در ارزنالروم، «همزمان با این احوال، جرج الکساندر. استیونس کنسول انگلیس در تبریز، برای این که ارمنی ها و نستوریان را از زیر نفوذ روسها و هیئت مذهبی امریکایی بیرون آورد و آنها را به سوی دولت انگلستان متمایل سازد، دست به تحریکات و تلاشهایی زد ولی مساعی او به نتیجه ای نرسید.»

 

با تحریک و تمهید روسها، چگونه ایران و امریکا روابط سیاسی برقرار کردند

در سال 1852، دولت فرانسه، به منظور مقابله با ادعاهای روسیه دایر بر پاسداری از اماکن مقدسه فلسطین، امتیازات چندی برای کلیساهای لاتینی از سلطان عبدالحمید اوّل عثمانی گرفت. تقاضای متقابل روسها، عمدتاً به سبب اعمال نفوذ سفیر بریتانیا (س. کنینک) با مخالفت دولت عثمانی مواجه شد.

محمود. محمود، هم می نویسد: در ماه مارس 1853 میلادی، امپراتور روس پرنس منچیکوف را به استانبول روانه نمود و دستور داد از سلطان عثمانی بخواهد که تمام پیروان مذهب کلیسای یونان را در قلمرو سلطان عثمانی در تحت حمایت دولت روس قرار بدهد. سلطان عبدالحمید این را قبول ننمود و اصرار منچیکوف فایده نبخشید. قشون روس از سر حد عثمانی تجاوز کرد. دولت عثمانی این تجاوز را علائم دشمنی دانسته در اوکتبر 1853 به دولت روس اعلان جنگ داد... دولت عثمانی قبلا کار خود را محکم نموده بود، یعنی  انگلیسی ها یک اتحادیه سه گانه مرکب از انگلیس و فرانسه و عثمانی به طور سرّی برای مساعدت به دولت عثمانی تشکیل داده بودند... دولت روس در اروپا تنها ماند و جنگ بین انگلیس و فرانسه و عثمانی از یک طرف، و دولت روس از طرف دیگر، شروع گردید. مقدمات جنگ کریمه فراهم آمد و در نهایت به نفع عثمانی انجامید.

در جریان این بحران ها بود که وزارت امورخارجه فرانسه به موسیوپروسپر بوره، وزیرمختار آن دولت در ایران، طی دستورالعمل مورخ 7 سپتامبر 1854، می نویسد: ... ما همچنین در این سرزمین، وظیفه دیرین خود را هنوز به عهده داریم و آن حمایت از هم کیشان ماست که در سرزمینهای مشرق هستند.

در این ایام حساس و موقعیت تنهایی بود که، دولت روسیه پرنس دالگورکی را مأموریت می دهد که با شاه ایران جلسه کاملا مخفی تشکیل داده و معاهده سرّی منعقد نمایند. روس ها با این اقدام، علاوه بر اینکه از خطر بزرگ الحاق ایران به اتحادیه سه گانه انگلیس و فرانسه و عثمانی جلوگیری نمودند، در خلال مذاکرات، طرح مخفی دولت روسیه را با عنوان فریبنده «ایجاد مناسبات سیاسی و بازرگانی ایران با امریکا» به مرحله اجرا درآوردند. منظور امپراتوری روسیه فقط و فقط برقراری کنسولگری امریکا در ایران بوده تا به میسیونرهای امریکایی مقیم آذربایجان قدرت سیاسی و شخصیت حقوقی اعطا نمایند.
درباره معاهده سرّی، محمود. محمود، نوشته است:

در پاییز سال 1853 میلادی بود که نماینده مخصوصی از طرف امپراتور روس برای انجام یک مأموریت سیاسی و سرّی به دربار پادشاه ایران آمد. مسافرت این شخص خیلی سرّی بود و توسط پرنس دالگورگی وزیرمختار روس مقیم تهران از ناصرالدین شاه اجازه خواست محرمانه از او دیدن نماید.... این ملاقات محرمانه که حتی میرزا آقاخان نوری صدراعظم نیز از آن خبر نداشت، منجر به عهدنامه سری دولتین روس و ایران گردید که در 28 سپتامبر 1854، امضا و مبادله گردید. (ج ،2 ص 670)

درست در همین روزها بود که نمایندگان سیاسی روسیه، ناصرالدین شاه را تشویق و ترغیب می کردند که دولت ایران دولت امریکا را دعوت به ایجاد روابط سیاسی و انعقاد عهدنامه دولتی و بازرگانی نماید.

به شاه ایران و مقامات مسئول خواب زده چنین القا می کردند که این اقدام و عهدنامه، علاوه بر مزایای بازرگانی، کشتی های امریکایی را به آبهای خلیج فارس سوق می دهد و نفوذ انگلیسی ها را می کاهد.

در اثر تلقینات عوامل روسیه، ناآگاهی زمامداران از پیش آمدهای جهان و برنامه های همسایگان، ناصرالدین شاه میرزا احمدخان مصلحت گزار استانبول را مأمور این کار کرد. نامه ارسالی به احمدخان در تاریخ محرم 1271ﻫ . ق (سپتامبر 1854) صادر شده است.

رضازاده ملک، مینویسد: میرزا احمدخان، به اسپنس وزیرمختار ممالک متحده امریکا، اعلام کرد که از جانب ناصرالدین شاه اختیار دارد راجع به انعقاد عهدنامه ای که «جنبه سیاسی و بازرگانی» داشته باشد به مذاکره پردازد.  (ص 98)

نامه‌ای که اسپنس وزیرمختار، به مارسی وزیر امور خارجه امریکا نوشته و پیشنهادات دولت ایران را گزارش کرده است تاریخ 25 نوامبر 1854 را دارد. یعنی هنوز دوماه از تاریخ امضای عهدنامه سرّی ایران و روس (28 سپتامبر 1854) سپری نشده است.

در ادامه گفتار رضازاده ملک: پا به پای اقدامی که در اسلامبول شروع شد، جان داودخان مترجم اول دولت ایران، مأمور وین گردید که با وزیرمختار ممالک متحده امریکا در اطریش راجع به انعقاد معاهده موردنظر مذاکره کند.... دولت ایران به مأموریت میرزا احمدخان در اسلامبول، و جان داود خان در وین اکتفا نکرده، میرزا قاسم خان والی وزیرمختار ایران در پطرزبورگ را نیز مأموریت داد که با سفیر ممالک متحده امریکا در پطرزبورگ خصوصیت بهم رسانده مذاکراتی بکند. (ص 98 و 99)

محرک همه این تلاش ها و در پشت پرده این برنامه ها دالگورگی وزیرمختار روسیه در ایران، بود.

در اجرای نقش این نمایش کمدی سیاسی، قاسم خان والی، وزیر مقیم در پطرزبورگ، طی نامه مورخ 17 ربیعالاول 1273ﻫ . ، مرقوم می دارند: در وقت گفتگوی با جناب کنیاز غرچکوف شخص بزرگ کاملی در آن مجلس حضور داشت، به بنده گفت می خواهم تفصیلی به شما بگویم. دوستانه از بابت خیرخواهی ایران می گویم نه رسماً، اگر شما تعهد می کنید این حرف بروز نکند و جای دیگر گفته نشود. بنده زیاد تعهد کردم که هرگز بروز نخواهد شد.

بعد گفت: اولیای دولت علیه ایران چرا امورات خودشان را این قدر سُست می گیرند، و در پی استحکام وانضباط بنادر و سرحدات خود نیستند. و قبل از وقوع در مقام علاج واقعه برنمی آیند. این اوقات که در اکثر جاها آشوب و فتنه برپاست، هر دولت حتی المقدور مراقب استحکام و انتظام سرحدات خود هستند. دولت ایران آسوده نشسته از تنظیم و مستحکم داشتن بنادرخودشان غفلت می نمایند که حالا از حرکت انگلیس این قدر متزلزل و پریشان شوند. من وقتی در وین بودم، داودخان مترجم دولت علیه هم آنجا بود.

در باب تَرک حرکات انگلیس و رفع تعدیات آنها با یکدیگر صحبت داشتیم. من به داودخان گفتم که برای آسوده بودن دولت و مملکت ایران از شرّ انگلیس هیچ چیز بهتر از آن نیست که دولت علیه ایران با دولت جمهوریه ینگی دنیا معاهده ببندد و آنها را تکلیف نماید به مراوده تجارتی و آمد و شد به خلیج عجم و بنادر فارس. به جهت این که دولت ینگی دنیا در استعداد بحری از همه دول با قوتترند و مثل انگلیس هم سیاقشان این نیست که در پی آزار مردم و وسعت دادن ملک خود باشند ...

نتیجه راهنمایی های شخص بزرگ و کامل و خیرخواه ایران، تلاشهای نمایندگان مقیم استانبول، وین و پطرزبورگ را، تاریخ روابط ایران و ممالک متحده امریکا، چنین مینمایاند:
به هر حال، امر مذاکره در اسلامبول ادامه داشت، رئیس جمهوری ممالک متحده امریکا پیشنهاد ایران را راجع به اصل بستن عهدنامه با نظر موافق تلقی کرد. طرفه آنکه، وزیر امور خارجه ممالک متحده امریکا پیش از آنکه دستور نهایی خود را صادر کند، خواست پشتیبانی روسیه را در مذاکره امریکا و ایران جلب کند. مارسی وزیر امور خارجه امریکا، به توماس سیمور وزیرمختار امریکا در پطرز بورگ، این دستور را داد: ... نظر رئیس جمهور این است که به طور محرمانه با نسلرود صحبت کنید، و او را از قصد امریکا بیاگاهانید، و این نکته را تحقیق کنید که آیا وزیرمختار روس در تهران میتواند مساعی خود را در این باره بکار ببرد.

سیمور راجع به نتیجه مذاکره خود با نسلرود می نویسد:

او اطمینان کامل داد که دولت روس نهایت کوشش خود را در پیشرفت نظر امریکا می نماید ... او گفت: با کمال میل به وزیر مختار آن دولت در تهران دستور فوری می دهد که از هر کمکی که بتواند در انجام مذاکرات ایران و امریکا مضایقه نکند. ( ص 100)


اخبار مرتبط:

میسیونرهای امریکایی در ایران، مزدور روسیه یا عامل دولت امریکا (بخش اول)

میسیونرهای امریکایی در ایران، مزدور روسیه یا عامل دولت امریکا (بخش دوم)


نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی