تقابل تمام قد فرق صوفیه با ساحت امام زمان(عج)
رهپویان هدایت: فرقه های انحرافی مانند صوفیه، سعی می کنند برخلاف نص صریح روایات ائمه معصمومین علیهم السلام، از موضوع غیبت امام زمان عج کمال سوء استفاده را ببرند و با اباطیل و اکاذیب مختلف، اذهان مریدانشان را از توجه به امر ظهور حضرت صاحب الزمان عج منحرف کنند. اقطاب و مشایخ فرقه صوفیه درمکتوبات شان درباره ساحت حضرت صاحب الزمان (عج) اظهارات شاذ و ابداعی نوشته شده است که نظیر آن کمتر در سایر فرقه های صوفیه دیده می شود.
دراویش گمراه فرقه ذهبیه براین باور هستند که حضرت مهدی عج فوت کرده است. بر اساس مکتوبات به جامانده از قطب هفدهم فرقه ذهبیه علاء الدوله سمنانی آمده است: خدا میداند آنگاه او(حضرت مهدی) غایب شده بود در طبقه ابدال درآمده و همچنان عمر یافت تا قطب ابدال شد و نوزده سال قطب بود و خدای میداند که او مرده است و او را در مدینةالرسول دفن کردند و شبهه در این نیست.
درکتاب ارزشمند الغیبه نوشته شیخ طوسی ره درمورد باورهای حلاج شخصیت مقبول اکثریت طیف دراویش صوفیه،آمده است: حلاج در آغاز خود را رسول امام غایب و دلیل و باب امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)معرفی میکرد ولی چون کثرت یاران و پیروان خود را مشاهده کرد،ادعا کردکه امام دوازدهم(مهدی موعود) بدرود حیات گفته و امامی ظاهر نخواهد شد.
امروز فرقه های صوفیه،سعی می کنند باکتمان عمدی حاضر و ناظر بودن حضرت صاحب (عج) بساط قطبیت ومنافع نامشروع خود را همواره پهن نگهدارند. اقطاب و مشایخ فرق های صوفیه با غلو گویی های مکرر و اباطیل ساختگی که به دین مبین اسلام نسبت می دهند، جایگاه قطب در میان فرقه های صوفیه،جایگزین ساحت مقدس امام زمان عج قرارگرفته و دراویش با حضور شخص معلوم الحالی همچون قطب فرقه، از بهره مند شدن از حجت خداوند در زمین،کاملا بی نیاز هستند.
در کتاب بی نظیر علل الشرایع ابن بابویه قمی ازحضرت رضا (علیه السلام) روایت شده است :« لَوْخَلَتِ الاْرْض طَرْفَهَ عَیْن مِنْ حُجَّه لَساخَتْ بِأهْلِها. اگر زمین لحظه ای خالی از حجّت خداوند باشد، اهل خود را در خود فرو میبرد. براساس نص صریح کلام معصوم ، چطور می شود شاکله عالم خلقت در اختیار فرد معلوم الحالی باشد که در گمراهی و ضلالت فرو رفته اند وسعی می کنند افراد جاهل و بیچاره را با خود همراه کنند.
در اظهارات دروغین مأذونین فرقه نعمت الهیه به کرات از این حدیث نورانی سوء استفاده ابزاری کرده و جایگاه والای حجت خداوند را با انتساب دادن به قطب فرقه اینگونه تنزل می دهند و مدعی هستند منظور ازحجت خداوند شخص قطب فرقه خواهد بود. وجه مشترک تمامی فرقه های صوفیه این است که اعتقاد به حضرت را مانعی برای رسیدن خودشان به ریاست وحکومت مطلق بر انسانها میبینند؟این اقطاب صوفیه در سخنان خود با قطب خواندن حضرت میخواهند بگویند قطب همان امام است. این امر نشان دهنده این است که روسای فرق تصوف برای رسیدن به جاه و مقام دنیوی، هیچ حد و مرزی را نمی شناسند و حاضرند جایگاه و شأنیت والای امام زمان (عج) را قربانی اهداف فرقه ای شان بکنند.