رهپویان هدایت

این وبلاگ با هدف روشنگری پیرامون مسیحیت صهیونیستی و تبشیری راه اندازی شده است

رهپویان هدایت

این وبلاگ با هدف روشنگری پیرامون مسیحیت صهیونیستی و تبشیری راه اندازی شده است

رهپویان هدایت
انتقادات و نظرات خود را با ما در میان بگذارید.
جهت ارسال سئوالات خود از قسمت "تماس با من" اقدام نمایید.
پاسخگوی سئوالات شما هستیم .
با تشکر.

بایگانی
نویسندگان

Enter your email address:

Delivered by FeedBurner

پوستر

در قسمت پایانی یادداشت حاضر بحث استفاده مسیونرهای امریکایی از دولت روس برای تبلیغ و تبشیر مورد بحث و بررسی قرار گرفته و به خوبی نشان داه شده که روسیه در قالب یک قرارداد چتر حمایتی برای شرارت‌های مسیونرهای امریکایی در ایران فراهم کرد.

در این باره، نامه میرزا آقاخان نوری به میرزاقاسم خان والی نیز، جالب و معنی دار است، «... این که نوشتجات را بی پرده مینویسم و با سفارت دولت روسیه میفرستم از برای این است که شارژدافر روسیه یک پا واسطه انعقاد عهدنامه است. و از جانب اولیای دولت خودش به او سفارش نامه رسیده که در این باب کمال اهتمام را به عمل آورد.
سرانجام، به عنایت خیرخواهان و شارژدافران بیگانه، تلاشهای احمد و داود و قاسم «خان های سه گانه» و سایر رایزنان فرزانه، امر مذاکره به عقد معاهده 20 شوال 1273 ( 13 جون 1857) انجامید، ولی از مرحله مبادله فراتر نرفت.
مطالعه درخواست های صدراعظم و شاه بعد از مبادله عهدنامه، معلوم می دارد که، پیشگامان و گردانندگان صحنه، کلید در باغ سبز را در دست سفیر امریکا در ایران می دانستند، تا ایشان حضور نداشته باشند تفرّج در باغ دلکش مقدور و میسر نخواهد بودبه نامه های ارسالی صدراعظم به فرخ خان امین الملک توجه فرمایید.
از نامه مورخ 15 شوال 1273 صدراعظم به فرخ خان ـ «عهدنامه امریکا را نوشته بودید امضا داشته اند و در استانبول مبادله خواهد شد، بسیار بسیار خوب. ساعی باشید که مأمور مقیم امریکا زودتر به دارالخلافه بیاید.»
از نامه مورخ 19 محرم 1274 ـ «برادر مکرما. اظهار داشته بودید با ایلچی امریکا مقیم آنجا خصوصیت شخصی و رابطه دوستی بهم رسانیده اید. و درخصوص مأمور کردن سفیر به ایران تأکیدات به او کرده اید. بسیار خوب، اهتمام و مراقبت شما در  کارها واضح و هویدا است ـ امضای عهدنامه امریکا را هم ابراهیم بک آدم مقرب الخاقان وزیر مقیم استانبول آورد. در فراهم آوردن اسباب آمدن سفیر امریکا هم به دربار همایون مراقبت خواهید کرد که به زودی بیاید.» (ص 234)
از نامه مورخ 17 جمادی الثانی 1274 ـ «برادر مکرما ـ اظهار داشته بودید که وزیر امور خارجه امریکا جواب کاغذ شما را به خوبی و دلایل دوستی نوشته تعهد کرده بود که سفیر مخصوص از جانب دولت امریک مأمور دربار همایون خواهند ساخت. انشاءالله طوری خواهند کرد که از جانب آن دولت ایلچی در دارالخلافه الباهره دائماً اقامت داشته باشد و به زودی و خوبی دولت مشارالیها ایلچی خودشان را به دربار همایون مامور و روانه نمایند.
در حاشیه به خط صدراعظم ـ دو دولت را بسیار بسیار شاهنشاه روحی فداه مایل هستند قونسل و وزیرمختار درتهران داشته باشند، یکی نمسا و دیگری جمهوری ینگی دنیا. پروس هم بد نیست، باقی باشد یا نباشد مثل هم است. بلجیک پانزده سال است عهد بسته چرا آدم نمیفرستد.» (ص 301 و 302)
نه تنها نامه های صدراعظم و تمایل ناصرالدین شاه بر محور حضور وزیرمختار و کنسول دولت امریکا در تهران می چرخید، بلکه در تمام ماده های معاهده از حضور سفرای کبار و مأمورین دیپلماتیک، حفظ حقوق اتباع سخن رفته و این «خواسته» اصل و اساس عهدنامه قرار گرفته است.
دکتر عبدالرضا هوشنگ مهدوی، می نویسندعهدنامه مودت و تجارت بین ایران و ایالات متحده امریکا در 13 دسامبر 1856 «15 ربیع الثانی 1273 ه  .) در قسطنطنیه امضا شده واسناد مصوبه آن در 13 ژوئن 1857 مبادله گردید. عهدنامه مزبور «دوستی صادقانه و مناسبات حسنه مابین دولت و اتباع ممالک مجتمعه امریکای شمالی و ممالک ایران و تمام اتباع آن را» برقرار می کرد. و حتی تعیین مأمورین کنسولی و سیاسی به طرفین می داد (مواد 2 و 7) همچنین استفاده از حق دولت کامله الوداد را در امور تجارتی برای طرفین منظور میداشت (مواد 3 و 4) از سوی دیگر ایالات متحده برای اتباع خودش حق برون مرزی کسب می کرد (ماده 5) اما عهدنامه شامل هیچ تعهدی که امیدهای ایرانیان را برآورده سازد نبود.
ماده 5 معاهده مذکور مقرر میداشت که: «حل و فصل واجرای حکم به حل هرگونه مرافعه و مباحثه و منازعه اتباع امریکا با تبعه ایران ـ فیما بین خودشان ـ با تبعه سایر دول خارجه وسیله وکلا و قنسول ها صورت گیرد. هرگونه گفتگو و منازعات تبعه ایران با اتباع دولت امریکا نیز به نهج دول کامله الوداد رفتار شود.»
در آن تاریخ، در ایران جمعاً 10 نفر تبعه امریکا وجود نداشت. این عهدنامه فقط برای مرافعه و مباحثه و منازعه و سایر شرارت های میسیونرهای امریکایی خدمتگزار روس، چتر حمایت کنسولی ایجاد می کرد.  در آن تاریخ، دولت ایران (شاه و صدراعظم و حکام) زیر سلطه و نفوذ دولت روسیه قرار داشتند و همه کارهای سیاسی به نفع و به دستور آنان انجام می گرفت. قسمت هایی از نامه مورخ 19 محرم 1274 صدراعظم به امین الملک نقل می شود:

برادر مکرم مهربان من ـ بنابه اصرار روسها من کاغذی در خصوص فقره قونسول ها (کنسول های گیلان و استرآباد) به جناب لارد کلارندن به تاریخ 17 شعبان (1273ه .) نوشتم، سواد آن را به سفارت روس فرستادم، و به قاسم خان هم سواد فرستادم و نوشتم: اولیای دولت روسیه را مستحضر سازد و منت زیاد ابواب جمع آنها نماید که در دوستی ما مضایقه از همراهی و قبول خواهش شما نکردیم، بلکه این معنی باعث رنجش روس ها از ما نشود. سواد آن کاغذ را برای شما فرستادم. هرگاه مصلحت دیدید بدهید مقدمات آن را درست عنوان نمایید که، ما را روسها مجبور به نوشتن این کاغذ کردند. در نفس الامر واقع این کاغذ را ما از روی اعتقاد خودمان ننوشته ایم سهل است، زیاد خشنود خواهیم شد که جواب سختی بما نوشته شود که آن جواب را به روسها نشان بدهیم و گریبان خود را از دست اصرار آنها خلاص نماییم...

 

اخبار مرتبط:

میسیونرهای امریکایی در ایران، مزدور روسیه یا عامل دولت امریکا (بخش اول)

میسیونرهای امریکایی در ایران، مزدور روسیه یا عامل دولت امریکا (بخش دوم)

میسیونرهای امریکایی در ایران، مزدور روسیه یا عامل دولت امریکا (بخش سوم)

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی